
اولین دیدار با «داستانهای مینیاتوری»* در مدرسه نویسندگی اتفاق افتاد. شاهین کلانتری از ویژگیهای داستانک گفت. کوتاه. سپس نامهای مترادفش را ردیف کرد: داستاننما، داستان ریزه یا میکروفیکشن، داستان ناگهان یا سادن فیکشن، دم داستان یا فلشفیکشن، داستان صد جملهای یا درابل و داستان پنجاه کلمهای یا دریبل. در پایان هم داستانک خواند. متنوع.
اولین دیدار، جدایی نداشت. نوشتن داستانهایی کوتاه کوتاه کوتاه با پیرنگی ساده، مراقبت واژگانی، غافلگیری نهایی و پایانی رها. درست عین خود زندگی، مرگ و رویا، جریان سیال ذهن.
داستانهای مینیاتوری فقط یک روایت است، اما بیپیش فرض. اغلب به دور از موضعگیری و سیاه و سفید کردن بازیگران صحنه داستان، پشت نوشتهها ما را به تماشا میخواند: اشک و شادی. جنگ و صلح. رفتن و ماندن. خواب و بیداری. مرگ و زندگی. موسیقی و سکوت. تعزیه و عروسی. خرافه و دانش. عشق و نفرت. مبارزه و تسلیم. سیاهی و امید.
داستانهای مینیاتوری همیشه زود به آخر میرسد.اما نباید گول کوتاهیاش را خورد. پشت پیچهای داستان، غافلگیری شوکهکنندهای را برای انجام کاشته است. پایانی که خود تازه آغازی است از شروع داستان اصلی در ذهن خواننده. غرقهگی عمیق در اولین دیدار.