داستانک «مجنون»
داستانک «شولاپوش» در سمت تاریک حیاط شب ایستاده بود. کلاه بر سر کشیده، عصا به...
داستانک «عاشق فلسفه»
داستانک «نفرین شده» نفرین شده بود. اگر شمعی میافروخت با پایان شمع میمرد. جشنهای تولد...