داستانک «چتر سوراخ»
داستانک «چتر سوراخ» چترش پر از سوراخ بود. زیر باران و برف با چتر میرفت....
داستانک «کفن قرمز»
«خروپف» خوابش برد. سرش روی شانه مسافر کناری افتاد. خروپفش بلند شد. کناری بیدارش کرد....