چگونه از دلتنگی برای خوراک گوید؟

در را که باز می‌کند 

بوی شعر 

خانه را برداشته است

کلمه‌ها را می‌نوشد

گرسنه ریتم و ملودی

سفره رقص را دست می‌زند

خانه گرم می‌شود 

از بخار مه عشق

شیشه‌ها را مه پرده می‌‌سازد

با هم روی پنجره 

قلب‌های توی هم 

می‌کشند

پنجره بوسه‌های‌شان را قاب می‌سازد

می‌خندند

در را که باز می‌کند

بوی خوراک 

خانه را برداشته است

داخل نمی‌آید

چگونه از دلتنگی برای شعر بگوید؟

هشتم خرداد ۱۴۰۲- تهران

«جان خانه آسمانم تو هستی»

«برگشتی»

«روحِ زیبای عاشق»

پیوندهای مرتبط: