داستانک «آتش»
داستانک با کلمات برشی از قصهی غافلگیرانه زندگی را تعریف میکند. خیلی کوتاه. در این...
داستانک «تنهایی»
داستانک «تنهایی» احساس میکرد کرمها قلبش را میجوند، میبَرند. صدای مادر در سرش میپیچید. «وقتی...
داستانک «بوسه در خیابان»
داستانک «آشپزخانه» شنبه. بوی غذا در آشپزخانه بلند نشد. یکشنبه. دوشنبه. سهشنبه. چهارشنبه. پنجشنبه. جمعه....