پای صحبت آینه، گزینگویههایی است که جلوی آینه وجودم مینشینم، بیتزویر، بینقاب، به خودم میگویم؛ خودِ خودم. شاید حواسم جمع شود؛ جاده زندگی را دلخوش گام زنم.
تسلیم محض
26 دی 1401
درهای مدارس عقیدتی، فقط به قسمتی از مغز اجازه ورود میدهند، قسمت تسلیم محض
توصیه
27 دی 1401
توصیه کرد؛ سرت به کار خودت باشد. کارش همین بود. به توصیه عمل کرد. ادامه داد.
همراه خوب
28 دی 1401
همراه خوب، روشنایی شبهای آدم است
تمرین
۲۹ دی ۱۴۰۱
تمرین کرد، حرف نزند. حرف حق، اهل تمرین نبود. حرف زد.
حسرت
۳۰ دی ۱۴۰۱
حسرت حسی دردناک از نبودنِ آدمها، در آن جایی است، که میخواستند، باشند و نیستند.
جمع شدن
1 بهمن 1401
دسته دسته حول یک محور جمع شدند، اطرافشان را عوض کردند
دورهمی
2 بهمن 1401
دورهمی، ضیافت جسمها هم هست. اما، بیشتر جشن صید فکرهای تازه باید باشد
خطا
۳ بهمن ۱۴۰۱
خطا، میوه کرمزده عدم نظارت است
جلادان بیداری
۴ بهمن ۱۴۰۱
گل لاله فقط سرخ و سیاه نیست، اگر جلادان بیداری اجازه دهند، رنگهای زیبای دیگری هم دارد.
مفهوم واژهها
5 بهمن 1401
واژهها مفهوم دارند. وقتی با عینک ابزاری انتخاب شوند، از هم میپاشند
شاید دوست داشته باشید بخوانید:
پای صحبت آینه قسمت پنجم – آفوریسم
پای صحبت آینه قسمت سوم – آفوریسم
APHORISM
سلام جناب جاوید بزرگوار
تبریک برای سایت زیباینان که حس نوشتن را به اوج می رساند.
این گفتگوها عالی است
سرنخی است برای خودتان برای یادآوری خاطره و درسی که از دیدن خودتان در آینه وجودتان گرفته اید.
قلمدان سبز، اندیشه تان پرنور
درود، وقت به شادی زهرای عزیز
سالها زندگی یک نکته را خوب به من آموخت. دورخودی گفتوگو کردن و محاسبه روزی که گذشت. نمیگذارد زیاد در بیراه بمانیم. سپاس از توجهات. بهروز باشی