«کلاغ هم پرنده است»
بینوا زمستان
دلم به حال زمستان اشکریز است
زمستان سپید است
سپید و سرد
سردیاش
سپیدی زمستان را سیاه میکند
غارغارِ سیاهِ کلاغسیاه
از یادمان میبرد کلاغ هم پرنده است
سرمای برف
زایندگی بهارش را میپوشاند
آغوشِ گرمِ عشاق
بهانه لباسهای گرم را میگیرد
شاید
شاید
اگر زمستان زبان داشت
آدم بود
پیوسته میگفت برفهایش نمک ندارد
بیستوهشتم تیر ۱۴۰۲
زمستان در شعر فارسی
عنوان: نگاهی به نماد زمستان در اشعار فارسی – از فردوسی تا فروغ
کلاغ در نمادشناسی شعر و ادبیات
عنوان: کلاغ در نمادپردازی ادبیات فارسی و جهان
نگاهی به تصویر کلاغ در شعرها، اسطورهها و ادبیات مدرن. دقیقاً مرتبط با مصرع: «غارغارِ سیاهِ کلاغسیاه»