«روحِ زیبای عاشق»
«روحِ زیبای عاشق» آواز میخوانی شعر میسُرایی واژهها رقصگام حبسِ جسمَت را تاب نمیاورند بیرون...
«مردمان پنجره باز»
«مردمان پنجره باز» بهار دل نگران است؛ چشمهها کم آب رودها همه خواب کوهها کم...
«در این باغ زیبای تُهی»
امروز بوسههای تو یادم آمد در این باغ زیبای تُهی پشت پنجره امروز لبهای تو...
«گفتوبوس خیس»
«گفتوبوس خیس» همدیگر را بوسیدند پشت پنجره روی شاخه درخت زیر باران اولین گفتوبوس خیس...
“شنیدن، دکان همدلی”
“شنیدن، دکان همدلی” لوحهای افتخار، آذین دیوار، خودرو، طاووس جاده، خانه، خراش آسمان ، طلا،...
«خورشید بیغروب»
«خورشید بیغروب» مادرم همیشه می گفت: پدر باشد، حتا همچون یک چوب خشک نمی فهمیدم...
«به وقت دلدادگی کتابها»
«به وقت دلدادگی کتابها» به وقت مهر، میان باغ خوشبختی زمزمه بلبل، بوی خوش گل...