داستانک «مجنون»
داستانک «شولاپوش» در سمت تاریک حیاط شب ایستاده بود. کلاه بر سر کشیده، عصا به...
داستانک «راننده»
داستانک های راننده شامل داستان های زیر است: «مهمانی» شب یلدا به طرز عجیبی...
داستانک «شجاع»
داستانک «دزد» پشیمانی “شنیده بود که شب یلدا میخوابد، اما تاریکی شب همچنان تمام نمیشود.”...
داستانک «رسوایی»
داستانک «دستمال» همیشه به زن میگفت: شانههایت را برای گریه کردن دوست دارم. اما با...
داستانک «عاشقانه»
جهان داستانک سریع است. زودی با تو قرار میگذارد. کمانچه مینوازد. تو را طرفدار تیم...
داستانک «درخواست»
داستانک «خواستگار» ابراهیم به فرنگیس گفت به درخواست ازدواجم پاسخ مثبت بده. سیاوش دیگر برنمیگردد....
داستانک «تنهایی»
داستانک «تنهایی» احساس میکرد کرمها قلبش را میجوند، میبَرند. صدای مادر در سرش میپیچید. «وقتی...
داستانک «فروشنده»
داستانک فروشنده گاهی از فربهای خودش شرمگین میشود، رژیم لاغری میگیرد. گاهی هم برای خاموشکردن صداهای...