داستانک «روشن کردن سیگار با خورشید»
داستانک «قایمباشک بازی» روایت اول: قایمباشک بازی را دوست داشت. هر نوبت که چشم میگذاشت....
داستانک «دیگر دنیا جای او نبود»
زن بود. تنها. آرامش نداشت. روحش در بند بود. نمیتوانست به سرزمینهای دیگر سفر کند....