داستان, داستانک, عاشقانهها داستانک «شالیزار» محمود جاوید, 4 سال قبل 0 1 min خواندن داستانک شالیزار هوا بوی برنج تازه سبزشده را داشت. نفس کشید. رفت به دوران آشنایی....