داستان, داستانک, عاشقانهها داستانک «صد روز، صدشب» محمود جاوید, 4 سال قبل 0 1 min خواندن به جزیره پا گذاشت. شب بود. هیچ کیف و چمدانی نداشت. فقط یک فلوت همراهش...