پای صحبت آینه، گزین‌گویه‌هایی است که جلوی آینه وجودم می‌نشینم، بی‌تزویر، بی‌نقاب، به خودم می‌گویم؛ خودِ خودم. شاید حواسم جمع شود؛ جاده زندگی را دلخوش گام زنم.

دوستان

شانزدهم اسفند ۱۴۰۱

دوستانِ یک نفر، بهتر از خودش نشان‌می‌دهند که طالب چون زیستی است

——-

زیستِ گفته‌ها

هفدهم اسفند ۱۴۰۱

دروازه گوش، کسی به روی تو نگشاید؛ مگر آنچه به گفت آوری، پیش از آن، بسیار خودت  زیسته باشی

———

عافیت

هجدهم اسفند ۱۴۰۱

نکبت را خوش رایحه خوانیم؛ هر آنگه که عافیت را بر عاقبت سروری بخشیم

——

پاسبان

نوزدهم اسفند ۱۴۰۱

پاسبانِ گنجِ فرصتِ آموختن باش، پیش از آنکه بفهمی وجودی تُهی را پاسبانی

——-

نردبان

بیستم اسفند ۱۴۰۱

برخی آنقدر برای بالا رفتن شتاب دارند، که نردبان را جامی‌گذارند

——-

توپ پارچه

بیست‌و‌یکم اسفند ۱۴۰۱

توپ پارچه،  قصه‌ای تکراری را روی لوله‌ای مقوایی، سفت پیچانده است.

——-

پیری

بیست‌و‌دوم اسفند ۱۴۰۱

پیر بود. قبول نداشت. از زندگی سیر بود. نمی‌فهمید پیری همین است. سیری

——-

هوای دیگری

بیست‌و‌سوم اسفند ۱۴۰۱

هوای کسی را نگیر، شناختنت سخت می‌شود.

——

عادت مردمان موثر

بیست‌و‌چهارم اسفند ۱۴۰۱

برخی هفت که هیچ، هزار عادت مردمان موثر را می‌خوانند، یکی را به‌کار نمی‌بندند

——-

یادهای خوش

بیست‌و‌پنجم اسفند ۱۴۰۱

همه یادهای خوش در دوران کودکی ما جا نمانده، منتظر است، گاهی نگاهی به پیرامونمان هم بکنیم

 

شاید دوست داشته باشید بخوانید:

پای صحبت آینه قسمت هفتم – آفوریسم

 قسمت ششم

پای صحبت آینه قسمت پنجم – آفوریسم

پای صحبت آینه قسمت چهارم- آفوریسم

 قسمت سوم – آفوریسم

پای صحبت آینه قسمت دوم – آفوریسم

-آفوریسم

پای صحبت آینه قسمت هشتم- آفوریسم