هرگاه آدمی به رسم حالی، احوالی می‌پرسد: چگونه‌ای؟ می‌گویم: «خوبم، همیشه حالم خوب است.»- دُرست میان بی‌سامانی‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی- فقط به خاطر حاج رحیم آقای قناد. رحیم آقا شیرینی پز نبود. نبات‌ریز و آبنبات‌پز بود. از آن آبنبات‌های شبیه شکر پنیر، که خراسانی‌ها چای‌ را با آن می‌نوشند. روزی به گاه خامی، در گیرودار همین شرایط بحرانی- که دهه‌هاست بی‌آن نزیسته‌ایم- حالی پرسیدم: «اوضاع کاسبی چگونه است؟»

برخلاف رسم مردمان روزگار، گفت: «عالی‌ است. تو جز این میاندیش و به زبان جاری مساز. که پُرسندگان ترا دو گروه بیش نباشند. یا تو را در سر بدخواه‌اند. پیش بدخواه، سفره بیچارگی نشاید بازکردن. چرا که بی‌سعی، خُردی تو بیند. هیهات. یا تو را دوستی همدل. چه حاصل اگر رنجوری، درد به جان او اندازی، گاهی که جز همدلی از او کاری ناید. همیشه، در همه حال، خوش گو ز احوال خود. باشد به وقت کوشش، جهان خجل گردد، آفتاب موافقت تابد.» از آن گاه، پوست بدبختی ز تن به در کردم. هر آدمی می‌پرسد به رسم حالی‌، احوالی، چگونه‌ای؟ می‌گویم: «خوبم، همیشه حالم خوب است.»

دکترمحمودجاوید 

بیست‌پنجم فروردین ۱۴۰۲- تهران

پیوندهای مرتبط: