داستانک دختر
مرخص شد. به خیابان رفت. دوباره. فقط با یک چشم.
شکوفهها پایان زمستان را نشان دادند. موهایش را به نسیم باد سپرد. چشم مصنوعیاش برق زد.
نوروز بود. هنوز نامزدش نیامده بود. امسال فقط یک چشم داشت. زنگ در صدا کرد.
دکترمحمودجاوید / داستانک دختر
دوم فروردین ۱۴۰۲- تهران
پیوندهای مرتبط: