داستانک «موج دریا» تابستان بود. کنار دریا نشستند، دریا برای آنها موج بیاورد. دریا خودش را به دست خورشید سپرده بود. حمام آفتاب میگرفت. موج نمیآورد. از دریا دل کندند. دست همدیگر را گرفتند. موج عشق بلندشد. دریا حسودیش شد.
دکترمحمودجاوید
چهارم فروردین ۱۴۰۲- تهران / داستانک «موج دریا»
برداشتی آزاد از دفتر شعر سهگانه خاورمیانه گروس عبدالملکیان
داستانک «بیقرار بود، سیگار کشید»
پیوندهای مرتبط: داستانک «موج دریا»