داستانک نردبان قدی بلند،هیکلی تو پًُر، دستهایی سنگین، شانههایی کُلفت و ذهنی مطیع داشت. همه دوستش داشتند. وقتی می خواستند از جایی بالا روند؛ به جای نردبان، از او بالا میرفتند.
هفتم مهر ۱۴۰۱- تهران
پیوندهای مرتبط:
داستانک نردبان قدی بلند،هیکلی تو پًُر، دستهایی سنگین، شانههایی کُلفت و ذهنی مطیع داشت. همه دوستش داشتند. وقتی می خواستند از جایی بالا روند؛ به جای نردبان، از او بالا میرفتند.
هفتم مهر ۱۴۰۱- تهران
پیوندهای مرتبط: