«قصه آبی عشق»

«مهمانی» 

نمی‌خواهم تو باشم

حتی خودم هم

می‌خواهم همه‌ی چشمانی باشم

که از بیرون تو را

بِهْ به آذین نشسته‌اند

بیست‌ونهم شهریور ۱۴۰۲تهران

.

«قصه آبی عشق»

«قصه آبی عشق»

اگرقصه تو نبود

رفته بودم

شاید به سرزمینی تازه

ساحلی ناشناخته

کوهستانی یخچالی

ماندن

میان سیاهی‌ به بلندای ماه

مردابی بی‌ نیلوفر آبی

کوچه‌های بی‌جان‌خوابیده

قصه می‌خواهد

قصه تو

زیستی زلال در آبی عشق

حسی آتشین برای آدم ماندن

رویای پُر خَند آزادی

رفته بودم

اگر که قصه تو نبود

دهم شهریور ۱۴۰۲تهران

.

«قاب طلایی»

«زمان با تو تیک تاک می‌کند»

«عقربه‌های ساعت را نگه‌داشته‌ام»

«پیراهن صورتی»

«کلاغ هم پرنده است»

پیوندهای مرتبط: