پای صحبت آینه، گزین‌گویه‌هایی است که جلوی آینه وجودم می‌نشینم، بی‌تزویر، بی‌نقاب، به خودم می‌گویم؛ خودِ خودم. شاید حواسم جمع شود؛ جاده زندگی را دلخوش گام زنم.

 

احمق

ششم اسفند ۱۴۰۱

هم‌نشینی با احمق، بالا بردن آمار احمق‌هاست.

——-

سنت

هفتم اسفند ۱۴۰۱

سنت اگر همیشه خوب بود، ترکیب سنت حسنه را نمی ساختند

———-

ماموریت

هشتم اسفند ۱۴۰۱

برای زود رفتن از دنیا عجله نکنید، هنوز ماموریت خوب بودن شما، تمام نشده است

——

ضایع کردن حقوق

نهم اسفند ۱۴۰۱

حقوق کسی را ضایع نکنید، چهره دنیا لک بر‌می‌دارد، به خصوص خودتان را.

——

دوزخ

دهم اسفند ۱۴۰۱

دوزخ شاید تنها ماندن با بی‌عملی است

——-

واقعیت

یازدهم اسفند ۱۴۰۱

واقعیت منتظر است، بطری مشروب را پایین آوری، تا به رویت بالا آورد‌

——-

دور شدن

دوازدهم اسفند ۱۴۰۱

دور که می‌شوی، تازه درست می‌بینمت

——

سوغاتی

سیزدهم اسفند ۱۴۰۱

سوغاتی اگر برایم می‌آورید، اندیشه نو بیاورید؛ دندان جویدن آن را دارم

———

تحقیر

چهاردهم اسفند ۱۴۰۱

تحقیر یک انسان، به همان اندازه پایمالی حقوق یک ملت فاجعه بار است

——-

کاراوانسرا

پانزدهم اسفند ۱۴۰۱

کاروانسرا محل رفت و آمد است. بمانی، حداکثر کاروانسرادار می شوی

 

———

شاید دوست داشته باشید بخوانید:

پای صحبت آینه قسمت ششم

 آینه قسمت پنجم – آفوریسم

پای صحبت آینه قسمت چهارم- آفوریسم

پای صحبت آینه قسمت سوم – آفوریسم

 قسمت دوم – آفوریسم

پای صحبت آینه-آفوریسم