من که از پگاه تا شامگاه

همیشه

پرده‌ها را محکم بسته بودم

لحظه‌ای غافل شدم 

با آفتاب آمدی 

از محبت گفتی

محبوبم شدی

شعر خواندی

شاعرم شدی

عشق ورزیدی

معشوقم شدی

بعد

بعد

-چرا جمله‌ای پیدا نمی‌کنم-

 ناگهان رفتی 

من 

همیشه

از پگاه تا شامگاه

پرده‌ها را باز می‌گذارم 

بیستم خرداد ۱۴۰۲- تهران _ وبسایت دکتر محمود جاوید