جستار «چنان نویس که داستانک تو را حکایت کنند»
داستانک گونهای داستان است. بیتوجه به تعریف آن روایت موجز زندگی است. محدودیت موضوعی ندارد....
داستانک «کفن قرمز»
«خروپف» خوابش برد. سرش روی شانه مسافر کناری افتاد. خروپفش بلند شد. کناری بیدارش کرد....
«پردهها را محکم بسته بودم»
من که از پگاه تا شامگاه همیشه پردهها را محکم بسته بودم لحظهای غافل شدم ...
«روحِ زیبای عاشق»
«روحِ زیبای عاشق» آواز میخوانی شعر میسُرایی واژهها رقصگام حبسِ جسمَت را تاب نمیاورند بیرون...
داستانک «سفرهای کاغذی»
داستانک «سفرهای کاغذی» : شاعر بود. روی کاغذ سفید بانو را به سفر برد روی...
داستانک «کلمات عاشقانه»
داستانک «کلمات عاشقانه» : شاعر عاشق بود. کلمات جلویش میرقصیدند، میخواندند: «ببین، بگو، بنویس.» شاعر به...