«روزی که نبود»
«روزی که نبود» نام و چهره آموزگار کلاس اول ابتداییم را یادم نیست. فقط میدانم...
داستانک «چسب ستاره»
«چسب ستاره» ستارهای از آسمان افتاد. نردبان گذاشت. ستاره را وسط آسمان چسباند. در آینه...
««مَ مَ من… شَ شَ شَ شهید شُ شدهام» یا روایت کتاب «عقرب روی پلههای راهآهن اندیمشک»
روایت کتاب «عقرب روی پلههای راهآهن اندیمشک» ««مَ مَ من… شَ شَ شَ شهید شُ...
زایش خورشید
زایش خورشید زمستان های قدیم سرد بود. شبها طولانی. برف زیاد میبارید.سفید. لوند. سرخوش. رقاص....
چراغانی آینده
زنگ نذری در خانه پیچید. مادر در را باز کرد. دختر همسایه لبخند زد. «بشقاب...