«در این فردای پُر امید»
راست میگفت همیشه چیزی یا کسی منتظرم هست وقتی در خانه را باز میکنم به...
«گرفته رنگ پاییز»
تصادفی نیست میبارند سیاه ابرهای آسمان میوزد هوهو باد میان شهرهای ساکت نوک بستهاند به...
داستانک «کفن قرمز»
«خروپف» خوابش برد. سرش روی شانه مسافر کناری افتاد. خروپفش بلند شد. کناری بیدارش کرد....
«پردهها را محکم بسته بودم»
من که از پگاه تا شامگاه همیشه پردهها را محکم بسته بودم لحظهای غافل شدم ...
«چه حاصل نیامدی»
«چه حاصل نیامدی» و انتظار دیدارت قد کشیدهم را خمیده کرد چه حاصل نیامدی خندههای...
«با شب آشتی کردم»
«با شب آشتی کردم» گفتی صبح میروم با شب آشتی کردم آویزان عقربههای ساعت خدا...