داستانک «کلمات عاشقانه» : شاعر عاشق بود. کلمات جلویش می‌رقصیدند، می‌خواندند: «ببین، بگو، بنویس.» شاعر به کلمات باور نداشت. با نگاه شعر می‌سرود. معشوق با نگاه شعر می‌شنید. کلماتِ عاشقانه، دلشان شکست. نرقصیدند، نخواندند،رفتند.

دکترمحمودجاوید

دهم فروردین ۱۴۰۲– تهران

برداشتی آزاد از خانه‌ی کلمات کتاب دلبستگی‌ها

داستانک «چیزی درست نبود»

داستانک «دختر»

 «بی‌قرار بود، سیگار کشید»

«روحِ زیبای عاشق»