دلنوشتهای درباره عزاداری؛ جایی میان سوگ و سپیدی
1. مقدمهای بر دلنوشته درباره عزاداری
«این دلنوشته درباره عزاداری، روایت لحظههایی است که در مجالس سوگواری میگذرد. آرام میگویم: سپاس. چیزی نمیخورم. به اندازه کافی اندوه خوردهام…»
2. تمایل به رهایی از رسمهای خشک و آیینها
در مجالس عزاداری، آرام میگویم: سپاس. چیزی نمیخورم. به اندازه کافی اندوه خوردهام. پر، پر. اندوهم از چشمهایم قطرهقطره بیرون میزند. همه سیاهپوشاند. من نه. چون به اندازه کافی سیاه دیدهام. پر، پر.
این دلنوشته درباره عزاداری روایتیست از کسی که نه برای انکار، که برای درک و گذر، پا به مجلس سوگ میگذارد. دلم میخواهد در گوشهای، لبِ سوگ را که پر از سکوت است، بشکافم؛ و آنجا، لبخند خفهشدهای را کشف کنم. دست کودکِ زندگی را بگیرم. بکشم. رها کنم از دست رسمها، آیینها، عادتها. از گذشتهای که زیستم، زیستم و باختم. پر، پر.
3. حس و حال در مجالس سوگواری
چهرهها ناراحتند. دارند میآیند. نگاهشان نمیکنم. نمیخواهم. لبهایشان شکل «چرا؟» دارد. اما من خودم را توضیح نمیدهم. به اندازه کافی فرصتها را در قربانگاهِ توضیح، سربریدهام. پر، پر.
اما ناگهان، میان مجلس، آگاه میشوم. کودک میشوم. میخندم. شاد. میایستم. سپید. مینوشم. مست. میرقصم. شیدا. میآوازم. آزاد. پر، پر.
در این دلنوشته درباره عزاداری، واژهها گواهی میدهند که گاه رهایی، نه بیاحترامی، که شکل دیگری از احترام است. نه فراموشی، که راهی برای حفظ کرامت زیستن. دلنوشتهای برای کسانی که میان غم و زندگی، راهی برای تعادل میجویند.
شاید خواندن چنین برای کسانی که خود را در قید و بند ظاهر آیینها میبینند، تلنگری باشد؛ دعوتی به نگاهی دیگر، به احساسی دیگر.
دکترمحمودجاوید
سوم اردیبهشت ۱۴۰۲
لینک های پیشنهادی:
-
مفهوم سوگ در روانشناسی (منبع علمی):
https://www.psychologytoday.com/us/basics/grief
برای اشاره به مفهوم روانشناختی سوگ و فرآیندهای آن. -
تحلیل آیینهای سوگواری در ایران (منبع فرهنگی):
https://www.cgie.org.ir/fa/news/209728
(سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)
برای پیوند به مقالهای درباره آیینهای عزاداری در فرهنگ ایرانی. -
مقالهای درباره هنر و عزاداری (رسانه هنری):
https://www.honaronline.ir – (مثلاً جستجو با کلیدواژه «هنر عاشورایی»)
برای ایجاد ارتباط با ابعاد هنری سوگواری.
پُر پُر
پَر پَر از
پَرهای بی پَرواز بی پَروا
کجاست کودکیم!
منتظر نشسته به کنجی تا دوباره به دست نوازشت پر پرواز یابد، پُرپُر
او سهمی از این دنیا نداشت
حتی سنگ قبری
زنده بگور شد
در سالهای دور جاهلیت
چقدر زیبا و عمیق بود دکتر جاوید عزیز
سپاس هیوای نازنین