پونتیلای عاقل یا مست: نگاهی به نمایش‌نامه‌ای از برتولت برشت

کتاب‌ها گنجینه‌هایی خاموش‌اند. گنج پنهانی که تا ورق نزنید، تا نگاه‌تان در میان سطرهایشان نچرخد، کشف نمی‌شوند. روح تشنه دانستن، باید از میان برگ‌های کتاب بگذرد تا طعم زیستن را بچشد. آغاز هر کتاب، برق سکه‌ای زرین است که دل خواننده را می‌رباید، مستش می‌کند، و به‌سوی جزیره‌ی گنج می‌کشاند. گاهی نقل آغاز یک کتاب، دعوتی است برای آغاز سفری تازه. این‌بار، مهمان نمایش‌نامه‌ای هستیم از نویسنده‌ی شهیر آلمانی، برتولت برشت: ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی.

نمایش‌نامه‌ای از برشت؛ طنز تلخ در دل واقعیت

در این اثر درخشان که با ترجمه‌ی دقیق و هنرمندانه‌ی رضا کرم رضائی به فارسی برگردانده شده، با جهانی روبه‌رو می‌شویم که در آن، حقیقت و هزل درهم تنیده‌اند. نمایش با پیش‌پرده‌ای آغاز می‌شود که مخاطب را به دیدن «مضحکه‌ای پر از خروار خروار خنده» دعوت می‌کند. اما پشت این خنده‌ها، نقدی اجتماعی نهفته است؛ نقدی به مناسبات طبقاتی، قدرت، و تزلزل شخصیت انسان در مواجهه با تضادهای درونی.

ارباب پونتیلا؛ مستِ عاقل یا عاقلِ مست؟

آقای پونتیلا، شخصیتی است دوگانه: اربابی صاحب‌مال و زمین که به وقت مستی، سرشار از عطوفت و انسان‌دوستی است و به وقت هشیاری، به موجودی حسابگر، خشک و بی‌رحم بدل می‌شود. او در آغاز نمایش، در میخانه‌ای ظاهر می‌شود که بوی شراب از در و دیوارش می‌بارد. خود را صاحب رکورد در تحمل مشروب می‌داند و دیگرانی را که زود از پا درمی‌آیند، به سخره می‌گیرد. اما همین ارباب، وقتی به خود می‌آید، به دنبال معامله‌هایی می‌افتد که انسانیت را فدای سود و مصلحت می‌کند.

در این میان، ماتی، شوفر او، صدای تلخ روزگار است؛ از فقر، بیکاری، و رانده شدنش می‌گوید. رابطه‌ی او با پونتیلا، پیچیده و پر از تضاد است. دوگانه‌ای که در ظاهر کارفرما و کارگر است، اما در عمق، کنشی میان عقل و احساس، قدرت و ضعف، مستی و هشیاری را نمایان می‌کند.

طنز برشت؛ روشنگر یا منتقد؟

برشت، استاد طنزهای اجتماعی، با خلق شخصیت‌هایی چون پونتیلا و ماتی، ما را درگیر پرسشی می‌کند: آیا عاقل بودن در دنیای امروز، همان محاسبه‌گریِ بی‌احساس است؟ و آیا احساسات انسانی، تنها در حالت بی‌خود بودن ممکن می‌شوند؟ در این تضاد، برشت تصویری از جامعه‌ی مدرن ترسیم می‌کند؛ جامعه‌ای که در آن، انسان‌دوستی به‌جای آن‌که ارزشی ذاتی باشد، در لحظات «مستی» امکان ظهور می‌یابد.

نتیجه‌گیری: چرا باید نمایش‌نامه «ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی» را خواند؟

این نمایش‌نامه، یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات نمایشی قرن بیستم است. با پرداختن به شخصیت‌های چندلایه، زبان طنز، و نقدی عمیق به ساختارهای اجتماعی و روانی انسان، برشت ما را به سفری می‌برد که هم سرگرم‌کننده است و هم تفکربرانگیز. اگر به نمایش‌نامه‌خوانی علاقه‌مندید، اگر می‌خواهید در دل طنز، حقیقت را جستجو کنید، پونتیلای عاقل یا مست همان گنجی است که باید ورق بزنید.


نویسنده: دکتر محمود جاوید
بیست آذر ۱۴۰۱ – تهران
«مردمان پنجره باز»