«چشمان احوالپرس»
«چشمان احوالپرس» نمیدانم تا به حال دقت کردید که چشمها دریچه روح آدمی است. فرصتی...
«گمگشته در خود»
«گمگشته در خود» جهان زندگی برای من هزارتوی رنگارنگی است.گاه تنگ، که کوچهباغها را شرمنده...
«به عموجان سلام کن»
از نخستین آموزههای زندگی اجتماعی، برای من سلام کردن به بزرگترها بود: «به عموجان سلام...
«بزرگراههای امروز، جادههای قدیم»
«بزرگراههای امروز، جادههای قدیم» شاید روزی جایی به مناسبتی گفته باشم که بهار به دنیا...
«رُخ پنهان»
«رُخ پنهان» گاهی غیب میشوم. میروم در پیله تنهایی. پشت حصارهای بلند خودْ گَشتی. برای...
«پشت ترسهایم نمیمانم»
«پشت ترسهایم نمیمانم» ساعتی به وقت شب، دوستی به مناسبت پرسید: زمان جنگ، نمیترسیدی؟ گفتم...
«چهره اندیشه»
«چهره اندیشه» من چهره آدمها را کمتر به خاطر میسپارم. زیاد پیش میآید که یکی...
«فرش سرخ ثروتمند»
«فرش سرخ ثروتمند» فرش سرخْ نقش خانه ما ثروتمند بود. زیرش سکه و اسکناس بیحساب...