«در این فردای پُر امید»
راست میگفت همیشه چیزی یا کسی منتظرم هست وقتی در خانه را باز میکنم به...
«گرفته رنگ پاییز»
تصادفی نیست میبارند سیاه ابرهای آسمان میوزد هوهو باد میان شهرهای ساکت نوک بستهاند به...
«پردهها را محکم بسته بودم»
من که از پگاه تا شامگاه همیشه پردهها را محکم بسته بودم لحظهای غافل شدم ...
«چه حاصل نیامدی»
«چه حاصل نیامدی» و انتظار دیدارت قد کشیدهم را خمیده کرد چه حاصل نیامدی خندههای...
«رُخ پنهان»
«رُخ پنهان» گاهی غیب میشوم. میروم در پیله تنهایی. پشت حصارهای بلند خودْ گَشتی. برای...
«با شب آشتی کردم»
«با شب آشتی کردم» گفتی صبح میروم با شب آشتی کردم آویزان عقربههای ساعت خدا...
پلهای مدیسن کانتی – عشق روی پل
پیش از شروع بیرون شب میرسد. ما میان جمع خانواده، پشت دیوارهای امن خانه، از...