داستانک «مجنون»
داستانک «شولاپوش» در سمت تاریک حیاط شب ایستاده بود. کلاه بر سر کشیده، عصا به...
داستانک «راننده»
داستانک های راننده شامل داستان های زیر است: «مهمانی» شب یلدا به طرز عجیبی...
داستانک «آزمایشگاه پزشکی»
داستانک آزمایشگاه پزشکی داستانک روایتی بیقضاوت است. بیجانبداری. داستانی کوتاه کوتاه کوتاه. داستانک بازگویی فشرده...
داستانک «دزد»
داستانک «آینه روی دیوار» در آینه روی دیوار به خودش دست تکان داد. دست آینه...
داستانک «قرار»
داستانک «قرار» برداشت اول: مرد زودتر سرِ قرار آمد. زن هم همینطور. هر قرار زودتر...
«نور به سایهراهها نور»
هر بار که گامهای لرزان زن گم میشود سنگ قبر را کنار میزند میایستد شیشه...
داستانک «ناشتایی سوسیس خورد»
داستانک «تصور کن» یک لحظه عشقی سوزان را به دختری تصور کن. شبها بیخواب، روزها...
پلهای مدیسن کانتی – عشق روی پل
پیش از شروع بیرون شب میرسد. ما میان جمع خانواده، پشت دیوارهای امن خانه، از...